دبستان دخترانه شماره 1 - سبزوار
امروز    ساعت:
ویژه ها
نظر سنجی
مقالات دانش پژوهان ---> معجزات حضرت موسي(ع) بر فرعون و قبطيان { - }

معجزات حضرت موسي(ع) بر فرعون و قبطيان

إعجاز از ماده "عجز" است که در لغت به معناي ضعف بوده؛ و در اصطلاح قرآني به اين معناست كه انسان كاري كند كه با آن کار، دشمنش را ناتوان كند و غير او از انجام آن كار ناتوان باشد.

بنابراين معجزه عبارت است از امر خارق العادهاي که با اراده ي خداي متعال از شخص مّدعي نبوت ظاهر شود و نشانه ي صدق نبوت وي باشد.

حضرت موسي(ع) در قرآن

"موسى" لفظ عبرى است، به معناى از آب گرفته شده؛ نام مبارك "موسي" –عليهالسلام- 136 بار در قرآن به كار رفته است.  نسب آن بزرگوار با چهار واسطه(وهيب، لاوي، يعقوب و اسحاق) به ابراهيم خليلالله(ع) ميرسد.

ايشان يكي از پيامبران اولو العزم الهي است كه داراي شريعت و كتاب (تورات) بوده و جهت هدايت بني اسرائيل و نجات آنها از دست فرعون مبعوث شد که ماجراي ولادت آن حضرت، پرورش يافتن او در خانه ي فرعون، خروج از مصر، استقرار وي در مدين، داستان وادي طور، بازگشت به مصر، گفتگو با فرعون و معجزات او، نجات بني اسرائيل و نابودي فرعون و فرعونيان و... از جمله مباحثي است که در برخي سورههاي قرآن  بيان شده است.

در اين مقاله فقط به معرفي معجزات حضرت موسي(ع) كه جهت هدايت فرعون و اطرافيانش آورد، ميپردازيم و قبل از بيان اين معجزات، به دو مطلب مهم، پيرامون معجزه اشاره ميكنيم:

1. علت نياز پيامبران به معجزه:

خداي حكيم، ميداند كه رسالت خود را كجا قرار دهد و چه كسي را به عنوان جانشين خود بر روي زمين برگزيند، تا عهده دار هدايت مردم و نجات آنها از گمراهي شده و وظيفه ي سنگين پيامبري را به طور شايسته ادا كند. 

خصوصيت پيامبران، تلقّي و دريافت وحي و نبوغ و رمز و رازي است كه در اين امر نهفته است و به واسطه ي آن، پيامبران از قدرتي شگرف برخوردار ميشوند و كاري خارق عادت انجام ميدهند.

پس منصب پيامبرى بزرگترين منصبى است كه به عده‏اى از افراد خاص و پاك داده شده؛ زيرا منصبهاي ديگر، معمولا حاكم بر جسم افراد است، ولى اين منصب بر دل و جان جامعه‏ حكومت مى‏كند و به همان نسبت كه ارج بيشترى دارد، مدعيان دروغين و افراد شياد بيشترى، خود را صاحب اين منصب دانسته و از آن سوء استفاده مى‏كنند؛ در مقابل مردم يا ادعاى هر مدعى را بايد بپذيرند، يا دعوت همه را ردّ كنند؛ اگر همه را بپذيرند، هرج و مرج به وجود مى‏آيد و اگر هيچ كدام را نپذيرند، آن هم نتيجه‏اش گمراهى و عقب‏ماندگى است؛ بنابراين همان دليلى كه اصل بعثت پيامبران را لازم مى‏داند، مى‏گويد پيامبران واقعي مى‏بايست نشانه‏اى همراه داشته باشند كه علامت امتياز آنان از مدعيان دروغين و سند حقانيت آنها باشد؛ روى اين اصل، لازم است هر پيامبرى، معجزه‏اى بياورد كه گواه صدق رسالتش باشد.

2. معجزه و شرايط زمان:

معجزات پيامبران بر اساس زمان خود و مناسب با پيشرفتهاي عصر خود بوده كه خداوند به هر پيامبرى، معجزهاي بر طبق علم و دانشى كه بر آن واقف بودند، عطا ميكرد تا مردم بدانند اين كار بشرى نيست؛ اما اگر معجزه، بر اساس علمى باشد كه براي آنها ناشناخته بوده، موجب ادعاي توان آن را خواهد داشت، با علم به اينکه فعلا بدان راه ندارند؛ پس علت اينكه خداي متعال حضرت عيسي(ع) را به معجزاتي از قبيل شفا دادن كور مادرزاد مخصوص گردانيده، اين است كه در زمان او علم طبّ و پزشكي، پيشرفت كرده و به اوج خود رسيده بود؛ خداوند نيز معجزه ي او را از جنس دانش زمان خود قرار داد تا بر دانشمندان غالب آيد و نبوتش ثابت گردد و اگر دانشمندان ايمان آورند، عوام مردم نيز از آنها پيروى کرده و دشمنان نيز غير بشري بودن معجزه را درك ميكنند؛ چنانكه در زمان حضرت موسى(ع)، سِحر بسيار گسترش يافته و اوج گرفته بود؛ خداوند نيز معجزه ي عصاي موسي را به وى داد تا سحر آنها را باطل كند و ساحران را از آوردن مثل آن، عاجز گرداند؛ همچنين در ظهور دين اسلام هنر مردم، بلاغت و فصاحت بود، به همين دليل خداوند معجزهي قرآن را به پيامبر اسلام داد كه عجايب نظم و شگفتيهاى بيان و اسلوب آن، ديگران را عاجز گرداند.

معجزات نه گانه ي حضرت موسي در قرآن

خداوند در سوره ي مباركه ي إسراء، آيات و معجزات حضرت موسي(ع) را نه تا معرفي ميكند:

«وَ لَقَدْ آتَينا مُوسى‏ تِسْعَ آياتٍ بَيناتٍ»  «ما به موسى نُه معجزهي روشن داديم»

1 و 2. عصا و يدبيضاء:

از جمله معجزات بارز حضرت موسي(ع)، تبديل شدن عصاي او به اژدها (مار بزرگ) و يدبيضا (دست درخشان) است كه خداي متعال در قرآن به آنها اشاره كرده است.

كاربرد دو معجزه ی عصا و يد بيضا

حضرت موسي(ع) طبق مأموريت الهي، به سوي فرعون رفت؛ فرعون فردي طغيانگر و سركشي بود كه در رأس گروهي به نام قبطيان كه فاميلها و اطرافيان فرعون بودند، صاحب قدرت و شوكت بود.

حضرت موسي وقتي نزد فرعون رفت، به او گفت: من رسول خدا هستم و دليلي روشن براي رسالت خود دارم، بني اسرائيل را با من بفرست و آنها را رها كن؛ ولي جواب فرعون به موسي اين بود كه اگر راست ميگويي، دليل و نشانهات را بياور؟! موسي بلافاصله آن دو معجزه را كه خداي متعال در وادي طور به او داده بود، ارائه داد:

«فَأَلْقى‏ عَصاهُ فَإِذا هِي ثُعْبانٌ مُبِينٌ وَ نَزَعَ يدَهُ فَإِذا هِي بَيضاءُ لِلنَّاظِرِينَ»

موسي عصاى خود را افکند؛ ناگهان اژدهاى آشكارى شد؛ و دست خود را (از گريبان) بيرون آورد؛ سفيد (و درخشان) براي بينندگان بود.

كاربرد اصلي معجزه ي عصا در مجلس ساحران فرعون بود؛ وقتي ساحران زبردست فرعون، طبق برنامه ي از پيش تعيين شده، با سحر و جادوي خود در مجلس بزرگ با نظاره گري انبوهي از جمعيت، براي شكست موسي حاضر شدند و ريسمانها و طنابهاي خود را به صورت شيء متحرك و مارهاي خيالي درآوردند، اين كار ساحران در چشم مردم، عجيب و بزرگ به نظر آمد، در همان حين حضرت موسي(ع)، طبق وحي الهي عصاي خود را به زمين افكند و به صورت اژدهايي بزرگ و واقعي در آمد که تمام جادوي ساحران را بلعيد و عظمت و حقانيت پروردگار عالميان و رسالت خود را اثبات كرد:

«وَ أَوْحَينا إِلى‏ مُوسى‏ أَنْ أَلْقِ عَصاكَ فَإِذا هِي تَلْقَفُ ما يأْفِكُونَ»

ما به موسى وحى كرديم كه: عصاي خود را بيفكن؛ ناگهان (به صورت مار عظيمي درآمد که) وسائل دروغين آنها را به سرعت برميگرفت.

بعد از اعجاز موسي(ع) که حق از باطل روشن شد، فرعون و ساحران او  شكست خورده و احساس شرم و حقارت نمودند. ساحران كه آشنايي كامل به فنون سحر و جادوگري داشتند، هيبت و عظمت اين اعجاز واقعي را ديدند، و فهميدند كه اين كار موسي از جنس سحر آنها نبود؛ در نتيجه به خداي موسي ايمان آوردند و حتي تهديد فرعون تأثيري در وجود آنها نگذاشت و با اخلاص تمام در راه خدا ايستادگي کردند؛ چرا كه واقعيت را دريافته بودند؛ ولي فرعون نه تنها ايمان نياورد، بلكه موسي را نيز ساحر خواند و ساحران را در تسلط به منطقه، همدست موسي خواند؛ زيرا بزرگترين شكست فرعون، ايمان ساحران در انظار آن جمعيت عظيم بود.

معجزات پنجگانهي حضرت موسي(ع)

در سوره ي مباركه ي اعراف، در يك آيه به پنج معجزه از معجزات حضرت موسي (ع) اشاره شده است. قبل از بيان اين معجزات، بيان اين نكته لازم است كه علت نزول و وقوع اين معجزات متعدد، سركشي، لجاجت، ايمان نياوردن و عدم وفاي به عهد فرعون و طرفدارانش نسبت به حضرت موسي(ع) و بني اسرائيل بود که حتي بعد از اين همه اعجاز، استكبار ورزيدند و بر كفر خود اصرار داشتند.

بعد از اين كه فرعون خواسته ي موسي مبني بر رها كردن بني اسرائيل را نپذيرفت، وعده ي موسي كه نزول عذاب بود، محقق شد و اولين عذاب (طوفان) بر سر آنان فرود آمد؛ چون بني اسرائيل در اسارت فرعون بودند و فرعون مثل بردگان از آنها كار ميكشيد؛ لذا در رنج و سختي شديدي بودند؛ بعد از مدّت کوتاهي، آنها به حضرت قول دادند و درخواست كردند كه عذاب را رفع كند تا ايمان بياورند و بني اسرائيل را آزاد کنند؛ اما وقتي به عنايت موسي، خدا عذاب را از آنها برداشت، ايمان نياوردند و دوباره به آزار و اذيت بني اسرائيل ادامه دادند، تا جايي که اين ماجرا پنج مرتبه با پنج اعجاز و بلاي گوناگون تکرار شد:

«فَأَرْسَلْنا عَلَيهِمُ الطُّوفانَ وَ الْجَرادَ وَ الْقُمَّلَ وَ الضَّفادِعَ وَ الدَّمَ آياتٍ مُفَصَّلاتٍ فَاسْتَكْبَرُوا وَ كانُوا قَوْماً مُجْرِمِينَ»

سپس (بلاها را پشت سرهم بر آنها نازل كرديم) طوفان و ملخ و آفت گياهى و قورباغه‏ها و خون را كه نشانه‏هايى از هم جدا بودند، بر آنها فرستاديم (ولى باز بيدار نشدند) و تكبر ورزيدند و جمعيت گنهكارى بودند.

الف. طوفان: باريدن باران و طغيان رود نيل بود كه ناگهان به صورت سيلاب‏ از هر سو شهر را تهديد نمود، خانه‏ها را فرا گرفته و فرو ريخت و كشتزارها را گل و لجن دريا فراگرفته، زراعتها را به كلى خراب و فاسد نمود.

ب. جَراد: همان ملخ است و به آن جراد ميگويند چون زمين را از گياه، زرع و درختان خالي ميكند. وجود ملخ ها در شهر آن قدر كثرت پيدا كرد كه حتي چوب، آهن، درب منازل، درختان و سقف عمارات را از بين بردند و تمام لباسهاى آنها را جويدند و بر سر و صورت آنها مينشستند‏.

ج. قمّل: يك نوع آفت نباتى بوده كه به غلات قبطيان(قوم فرعون) افتاد، و همه را فاسد كرد.

د. ضفادع: ضفادع، همان وزغ و قورباغه است كه در غذاها و در زير لباسهاى قبطيان و جايگاه خواب آنها ميرفتند.

و. خون: آب رود نيل به خون تبديل شد و قبطيان آب را، خون ميديدند اما اسرائيليان (بني اسرائيل كه در اسارت و بردگي فرعون بودند) آن را آب ميديدند. وقتي اسرائيلي مينوشيد، آب بود و وقتي قبطي آن را مينوشيد، خون بود؛ تا آنجا كه افراد قبطي به افراد بني اسرائيلي ميگفتند: آب را در دهانت بگذار و بعد آن را در دهان من بريز؛ اما وقتي آب را در دهان قبطي ميريخت، باز تبديل به خون ميشد.

يکي از خارق العاده بودن اين معجزات اين بود كه اين عقوبت ها اختصاص به قبطيان داشته و طوفان و حشرات نامبرده، نسبت به پيروان موسى(ع)، وسيله ي تهديد نبود؛ بلكه نشانه ي رحمت و مسرّت آنان بود؛ زيرا مى‏دانستند كه پروردگار عالم به منظور پشتيبانى از دعوت موسى(ع)، قبطيان را كه در مقام مبارزه با دعوت به توحيد برآمده اند، عقوبت و تهديد ميکند.

8 و 9. دو معجزهي ديگر حضرت موسي:

در سوره ي مباركه اعراف به اين دو معجزه که خشكسالي(قحطي) و كمبود انواع ميوهها بود، اشاره کرده و ميفرمايد:

«وَ لَقَدْ أَخَذْنا آلَفِرْعَوْنَ بِالسِّنِينَ وَ نَقْصٍ مِنَالثَّمَراتِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ»

«ما آل فرعون را به قحطى و خشكسالى و كمبود ميوه‏ها گرفتار ساختيم، شايد متذكر گردند و بيدار شوند»!

خداى سبحان آل فرعون را که قبطى‏ها و فاميل هاي فرعون بودند، به قحطى‏هاى و کمبودهاي متعدد دچار كرد، تا شايد با اين وسيله متذكر شوند. چون قوم فرعون پيش از عذاب الهي، به رودخانه‏هاى خود و به رود نيل كه همه ي خيرات سرزمينشان از ناحيه ي آن بود، مى‏باليدند؛ باران مراتعشان را سرسبز كرده بود و آب نيل باغ هايشان را پر از درختان ميوه ساخته بود؛ تا اينكه باران رو به نقصان نهاد و همه ي باغ و بستانشان خشك شد. اين عذاب براي آن بود كه بدانند اين شكوه نعمت و آباداني از خداى تعالى است، نه از ناحيه ي ديگر.

نكته ي قابل توجه اين است كه اين خشكسالى، چند سال ادامه يافت و براى مصر بلاى بزرگى محسوب مى‏شد؛ زيرا مصر يك كشور كاملاً كشاورزى بود و خشكسالى همه ي طبقات آن را تحت فشار شديد قرار مى‏داد، ولى آل فرعون كه صاحبان اصلى زمينها و منافع آن بودند، بيش از همه زيان مى‏ديدند.

اهداف معجزات

1. معجزات نه‏گانه ي موسي بر فرعونيان، براى اثبات رسالت موسي كليم الله ارائه شد؛ در نتيجه فرعون از خودستايى بازگردد و از کردار خويش پشيمان شده و با تصديق رسالت موسي هدايت شده و عموم مردم را نيز به توحيد دعوت کند.

2. مردم به كفر، معصيت و انحراف خويش آگاه شوند و با مشاهده ي اين معجزات الهي پند گرفته و رقّت قلب يابند؛ در نتيجه به سوي خداي يگانه گرويده و رضاي الهي را در نظر بگيرند.

عالي بسيارخوب متوسط ضعيف

اين سايت تا كنون 229455 بازديدكننده داشته است
© تمامی حقوق این پایگاه
متعلق به موسسه فرهنگی آموزشی
امام حسین علیه السلام می باشد